در انتظار معجزه!

ورس : کشتگاهش از بی مهری ها ترک خورده است ؛ سر به زیر و دست پینه بسته اش به آسمان ؛
آری؛ تنها باران است که چشمان خیسش را می شوید اما سایه اش بر زمین سخت افتاده و چون عزاداران بر سر و سینه اش می کوبد .
نهرهای خشکیده و آبراه های سیمانی شکسته از نسیان ، امانش را بریده است .
پژواک آهش سر به فلک می زند اما انگار ، کسی به کسی نیست ؛ بیدارند ! اما خود را به خواب زده اند! این صداهای خسته از عمق گلو بیدارشان نمی کند!
عکس های یادگاری !
بازدید های میدانی !
جلسه های بدون خروجی !
و زمانی که چون ابر گذشت و گذشت و گذشت تا امروز دیر شود…
آنچه در پی می بیند گوشه ای از کانال های آبرسان شکسته و شالیزارهای خشکیده شهرستان شفت در غرب گیلان است که با وجود آغاز فصل کشاورزی ، از سال گذشته تا کنون بازسازی نشده و سبب نگرانی فزاینده کشاورزان این خطه شده است.










