حداقل سکوت کنیم!

از اینجا رفته اند سوریه چه کار کنند؟ چرا رفته اند ؟ اصلا چرا باید سرمایه های کشور ما در عراق و سوریه هزینه شود؟
این پرسش های کوتاه و به ظاهر ساده با امنیت ملی کشور ما آمیخته شده است.
ایران در یکی از پرآشوب ترین مناطق جهان یعنی خاور میانه قرار دارد. جایی که امروز تروریست های بین المللی از سراسر جهان خود را به آنجا رسانده اند.
بسیاری از همسایگان ما در آتش جنگ های داخلی می سوزند و مردمانشان آواره و سرگردان گشته اند.
کشوری در خاورمیانه وجود دارد که با وجود وسعت و تنوع قومی و اجتماعی دارای امنیتی پایدار و خود ساخته است و نمودار تابع امنیت آن از غرب نمی گذرد. شما در این کشور زندگی می کنید.
پس از جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران و صدام اتفاقاتی در حال وقوع بود که گفتنش در آن زمان حساسیت های زیادی به وجود می آورد. موضوع رابطه با کشوری بود که دست رهبرش به خون هزاران جوان ایرانی آغشته بود!
شاید تلخ باشد اما این یک واقعیت بود. روابط تاریخی ایران و عراق و مشترکات مذهبی این دو کشور از نگاه تیز بینانه نظریه پردازان سیاست خارجه دور نماند و ایران چشمانش را بر منافع بلند مدت خود در عراق نبست ؛ امروز نتیجه این بردباری بر کسی پوشیده نیست.
ما با عراق برای مبارزه با گروه های افراطی هم پیمان شده ایم تا بتوانیم فردا از امنیت پایدار منطقه وخود سخن بگوییم .
مبارزه و جنگیدن آن سوی مرزها پدیده تازه ای نیست. در گذشته نیز بسیاری از کشورها برای تامین امنیت شهروندان خود دست به این کار زده اند .
امروز هم روس ها خود را به سوریه رسانده اند تا با تروریست ها بجنگند . آنها به این نکته پی برده اند که ممکن است پس از سوریه هدف حمله تروریست ها قرار گیرند . نکته ای که هنوز برخی در کشور ما آن را باور نکرده اند.
بگذارید چند پرسش را با هم مرور کنیم.
اگر داعش برعراق و سوریه تسلط یابد گزینه بعدی آنها چه کشوری خواهد بود؟
جنگ با داعش در عراق و سوریه و یا جنگ با داعش در مرزهای ایران؟گدام گزینه را انتخاب می کنید؟ کدام راه هزینه معنوی و مالی کمتری دارد؟
عراق و سوریه قدرتمند به نفع چه کشورهایی در منطقه خواهد بود؟
پاسخ این پرسش ها روشن است.
علاوه بر موارد مذکور میهن دوستی و حمایت از مظلومین در دین و مذهب ما ریشه ای دیرین دارد و به راحتی نمی توانیم از آنها عبور کنیم زیرا بر پایه همین اصول سالها در مقابل صدام جنگیدیم.
سوریه در دوران جنگ ۸ ساله یکی از حامیان ایران محسوب می شد و در شرایط آن روز منطقه یکی از نقاط قوت کشور ما بود.
آنچه در بالا گفته شد یک تحلیل نیست این یک واقعیت است. شما می توانید در مقابل این موضوع یک شخص مخالف باشید و یا اینکه این واقعیت را بپذیرید. انتخاب با شماست.
اگر به هر دلیلی هنوز نمی توانیم واقعیت را بپذیریم که چرا افرادی مانند سجاد طاهر نیای مژدهی از کوهپایه های سرسبز شهرستان شفت و یا هر نقطه از گیلان و ایران برمی خیزند و بند پوتینشان را محکم می بندند تا از مرزهای کشور در آن سوی مرزها دفاع کنند ؛ حداقل سکوت کنیم و با اظهار نظرهای سطحی امنیت ملی خود را به خطرنیاندازیم.
حسن دلخوش




بسیارجالب بود.مثل خیلی ازنوشته هاتون.خدابه شماجزای خیردهد. حق وانصاف حکمش همینه.حالا که خیلی ازماهابه هردلیلی نمیتونیم درخط مقدم تامین امنیت ودفاع ازمرزهایمان حضورداشته باشیم لااقل مدافع وحامی مدافعان مرزهاومنافع کشورمون باشیم.یاعلی
سپاس
جناب دلخوش عزیز
مقاله تحلیلی شما بسیار درست و بجا بود و این نشان از بینش عمیق سیاسی و درایت شما در تحلیل درست اوضاع و وقایع منطقه و نقش استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در پایداری امنیت منطقه دارد. متاسفانه تحلیلهای سطحی و برآمده از احساسات نه فقط در بعد سیاسی بلکه در بسیاری از ابعاد دیگر نیز به آفتی برای همگرایی سرمایه انسانی مبدل شده است .
سرافراز و پاینده باشید.
سپاس از حضور شما