شفت در آیینه زمان/گفتگو با نادر افشاریان نویسنده کتاب تاریخ شفت

گوشه شرقی بیه پس «گیلان » که ارتفاعات پوشیده از جنگل و مراتع زیبایش هم چون هلال ، بخش سرسبز جلگه ای آن را در برگرفته ، «شفت » نام دارد. منطقه ای که جایگاه مردمان فرهیخته و بلند آوازه ای است که همواره در جهت اعتلای فرهنگ گیلان نقشی سازنده داشته اند. شهرستان شفت یکی از مناطق کهن و اثرگذار در عرصه حیات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی گیلان به ویژه بیه پس بوده است. از سوی دیگر ، این منطقه به علت دارا بودن وضعیت دوگانه جغرافیایی دارای ویژگی های خاص خود می باشد که می تواند میدان مطالعاتی وسیع و متنوعی برای پژوهشگران در عرصه های مختلف باشد. منطقه شفت از اعصار دور تا پایان دوره نهضت جنگل همواره محل سکونت و عبور کاروان های فرهنگی ، نظامی و اقتصادی بوده است.
به گزارش پایگاه خبری ورس و به نقل از نشریه دادگر ، کتاب « تاریخ شفت » نوشته « نادر افشاریان»پژوهشگر گیلانی است که در سال 1388 با نگرشی کامل به شفت در زمینه های تاریخی ، جغرافیایی ، فرهنگی و اجتماعی ، اقتصادی و … منتشر شده است. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شفت و رشت به تدریس در مدارس شفت پرداخت. وی در سال 1355 وارد دانشگاه شد . پس از بسته شدن موسسات آموزش عالی همانند دیگران به زادگاه خود شفت ، بازگشت و دوباره مشغول به تدریس در مدارس آن منطقه شد و به طور جدی به مطالعه و پژوهش در زمینه ی تاریخ معاصر ایران زمین پرداخت. مجالی دست داد تا با نادر افشاریان گپ و گفتی پیرامون « شفت از منظر تاریخی ، فرهنگی» و … در آیینه زمان داشته باشیم.
– جناب افشاریان می خواستم در ابتدا سوال کنم ، ذهنیت نوشتن کتاب تاریخ شفت ازکجا شکل گرفت؟
من بیشتر دوران خدمت خود را در روستاهای دور و نزدیک شفت گذرانده ام ؛ روستاهایی که برخی از مردمان آن تالش و برخی دیگر گیلک بودند.گویش ، پوشش ، آداب و رسوم ، نوع تولید و فراورده های آن ، صنایع دستی و حتّی محیط زندگی و مصالحی که برای ساخت محل زندگی خود به کار می بردند ، متفاوت بود . این ها و گذشته ی دوری که مردم شفت را با شرایط امروز پیوند می داد و باعث شده بود تا دربدترین شرایط از آب و خاک خود دل نکنند ؛ این انگیزه را در من ایجاد کرد تا درباره ی این مردمان وگذشته ی آنان تحقیق کنم.
پس از بسته شدن دانشگاها من نیز همچون دیگر دانشجویان به زاد گاه خود برگشتم و چون معلم بودم مشغول به تدریس در روستا شدم ؛ امّا این بار توفیق با من یارشد که در هرمدرسه ای بیش از یک تا دوسال نمانم. گاهی در میان بعضی سال ها فراغتی اجباری حاصل می شد که به مطالعه وجمع و جور کردن یاداشت های خود که مربوط به کار و آداب و فرهنگ روستاها ی محل تدرس من بود می پرداختم. بنا براین آنچه که در من انگیزه برای فراهم کردن و نوشتن کتاب تاریخ شفت ایجاد نمود ، جز میل به جمع آوری اطلاعات از گذشته ی دور و نزدیک مردمان دانش دوست و مهربان شهرستان سرسبز و پُر طراوت شفت نبود ؛ مردمانی که بی مهری های زیادی را از مسئولین دولتی در ادوارمختلف شاهد و ناظر بوده و اکنون نیز هستند ؛ تاجایی که شهرستان شفت باداشتن توانایی های فراوان در زمینه ی تولیدات کشاورزی و داشتن انبوه تحصیلکرده دررشته های مختلف تحصیلی ، در بیخ گوش مرکز استان، شهرستانی محروم شمرده می شود ؛ طوری که برخلاف همه ی شهرهای این استان ، درهردوره ی پنج ساله ازجمعیت روستایی آن کاسته می شود و ما سالانه شاهد تعطیل شدن برخی از کلاس های در س به علت کمی دانش آموز می شویم.
– روش گرد آوری اطلاعات این کتاب به چه صورت بوده است؟
بخش ها ی زیادی از کتاب به روش میدانی که گفتگو ، مشاهده ، دیدارمستقیم از کلیه ی روستاهای واقع درجلگه ، پای کوه و روستا هایی که در دامنه ی کوه های شفت واقع گردیده و همچنین ازمناطق ییلاقی است .همچنین مصاحبه با افراد مطّع وکهنسال که میل به حفظ وپاسداری ازآئین ها وآداب ورسوم خود داشتند راشامل می شد.بخش های دیگر این کتاب از روش مطالعه ی کتابخانه ای فراهم گردید.
– جایگاه جغرافیای تاریخی شفت را چگونه ارزیابی میکنید ؟
بخش هلالی شکل منتهی الیه کوههای تالش همراه با جلگه ی زیر پای آن را شفت نام نهاده اند که مساحتی برابر577 کیلومتر مربع دارد که بخشی از آن کوهستانی شامل مناطق جنگلی و مرتعی و بخش دیگرآن جلگه ای ، دشتی و پایکوهی می باشد. دو رودخانه ی پُرآب با چشم اندازهای زیبا به نام های رودخانه امام زاده ابراهیم و شوت چای(سیاهمزگی) و تعدادی دیگر از رودخانه هایی که به جریان دو رود مذکورالحاق می گردند ، رودخانه ی پسیخان را تشکیل می دهند. شفت محصور در ولایاتی چون زنجان،رودبار،رشت،فومن وصومعه سرا می باشد مردمان منطقه شفت را دوقوم گیلک وتالش تشکیل میدهد که تالش ها به سبب شرایط کاری خاص خود در دامنه ی ارتفاعات جنوبی شفت وگیلک ها درنواحی دشتی و جلگه ای شفت به کار و تلاش اشتغال دارند. تولیدات عمده ی شفت را در گذشته دام ،تولیدات دامی ، محصولات فرآوری شده ازآن و چای تشکیل می دهد ودر نواحی جلگه ای شفت تولید عمده برنج و سپس ابریشم وچای است. مناطق کوهستانی شفت دارای ییلاق های معمور و نواحی دره ای آن زیستگاهای تالشان این منطقه است که از زیبایی های خاصی برخورداراست. اغلب روستاهای شفت در حاشیه ی رودخانه ها بنا شده است . در گذشته های دور شفت به عنوان معبری مهم برای برای ورود وخروج کاروانهای نظامی وتجاری وگاه معبری برای عبور فرهیختگانی که از نواحی مرکزی ایران برای ورود به پاره ی غربی گیلان می بایست از این معبر کوهستانی و امن میگذشتند ؛ بود. آنان گاهی با توقف چند روزه درشفت این مردم را در جریان رویدادهای آن روز ایران نیز قرارمی دادند. جمعیت شفت را غیر از بومیان ، مهاجرانی نیز تشکیل میدهند که از نواحی دیگر و از دیگر شهرهای گیلان به ناحیه می آمدند. براساس آخرین سرشماری جمعیت شفت اندکی بیش از 54000 نفر می باشد که بخش قابل توجهی از آن را تالش ها تشکیل می دهند. منطقه شفت با وجود دارابودن ویژگی های خاص قومی و زبانی، صنایع بومی و داشتن عرصه ی جغرافیایی خاص شامل کوه ، جلگه ، نواحی درّه ا ی ، دشت های پایکوهی و رودخانه های متعدد که در کنارشان روستاهایی با مردمان جلگه نشین وکوه پایه نشین با چشم اندازهایی کم نظیر وآداب وسنن متنوع ودر عین حال متفاوت تالشی و گیلکی ، می تواند به عنوان یک منطقه ی پژوهشی برای پژوهشگرانی که درزمینه های مخلتف جغرافیایی،تاریخی وفرهنگی کار می کنند؛ مورد استفاده قرارگیرد.
– آیا در هیچ دوره ای شفت دارای مرکزیت سیاسی (دارالحکومه) بوده است؟
مرکزیت سیاسی به معنای انچه که در فومن ولاهیجان وجود داشت خیر وجود نداشته است.امّا همانند دیگر ولایات گیلان، شفت همواره دارای حکمرانان قدرتمند و بالطبع دارای مرکزیت سیاسی و یا به عبارت شما میتوانسته دارای دارالحکومه نیز باشد. اگر به نوشته های موّرخین ، وقایع نگاران ،جغرافی دانان ،سیّاحان خارجی وداخلی که شفت را ازگذشته های دورتا پایان دوره ی مشروطه دیده اند و حتماً نیز درباره ی آن مطالبی نوشته و بالطبع از حکومت آن هم یادی نموده اند، نگاه دقیقی بیافکنیم متوجه می شویم که شفت نیز همانند برخی دیگر از ولایات گیلان دارای حکمران و مرکز حکمرانی بوده است. برخی نوشته ها که چندان نیز نمی توان به آن استناد کرد حکایت از آن دارند که شفت از نیمه ی دوم قرن دوم هجری دارای حکمرانانی محلّی بوده که در مناطق کوهستانی فرمان می راندند و در نیمه ی اول قرن سوم هجری بود که سالوک بن وهب بن منّبه که گویا سرداری زیدی مذهب بود ؛ با مواقفت این حکمرانان محلّی وارد منطقه ی شفت شد که می گویند آرامگاه او در نزدیکی روستای شالما شفت ودر محلّی به همان نام واقع است ، اما سیّد اصیل الدین زوزنی در نیمه ی اول قرن هفتم هجری ازشفت دیدن کرده و در یادداشت های خود می نویسد: در قرن پنجم هجری امیر ملک اول حکمران شفت بود که دارای ایین حنبلی بود وتوسط عوامل فرقه ی اسماعیله به قتل رسیده است . اکنون امیر شفت ، امیر ملک بن شاهی ملک است.پس ازوی امرای مقتدری جون امیره محمد شفتی،امیره ساسان شفتی، ،امیره سعید شفتی، امیره صعلوک، میر خواند شفتی، میر حاتم شفتی والخ که تا اواسط دوره صفویه برشفت و با مرکزیت گوراب شفت و تنها در یک دوره با مرکزیت احمدسرا (بخش فعلی احمدسرگوراب) بدون قرار داشتن به زیر مجموعه ی ولایتی دیگر و مستقلاً برای منطقه حکومت می کرده اند.بعد ازحکومت شاه عباس که مقارن با فرمانروایی خانها برشفت است مرکز حکومتی شفت به عبارتی دارالحکومه ی شفت به کمسار بزرگ واقع درشرق شهرستان شفت منتقل می گردد امّا شفت همواره مرکزارتباطی و مرکز اقتصادی منطقه محسوب می شده است. با آغاز دوره ی مشروطه شفت با همه ی اعتراضاتی که به مرکز ولایت گیلان یعنی رشت می نمود استقلال حکومتی همچون پیشین خود را ازدست داد و باداشتن بنای دارالحکومه دارای نایب الحکومه شد ؛ این وضعیت با اشکال مختلف و تحت اسامی گوناگون زیرسایه ی حکومت شهری دیگر قرار گرفت تا جایی که منطقه ای با داشتن ظرفیته ای کافی برای داشتن حکمران تبدیل به دهستانی شد که بیش ازچندین دهه از دایره ی لطف حکومت فومن خارج بود ؛ منطقه ای که ازنظر دارا بودن شاخصه های لازم برای توجه بیشتر، نیازمند سرمایه گذاری مالی و معنوی بود ، برای مدت ها به کناری گذارده شده بود که با توجه به تلاش های مردم کوشا و ساعی شفت برای کسب اعتبارات دولتی هنوز آثار زخم های عمیق عقب ماندگی اقتصادی آن التیام نیافته که بخشی از آن میتواند ناشی از اداره نشدن منطقه ی شفت با مدیرانی دلسوز وکاردان باشد.
– پیرامون مراسم بومی وآیین های مردم شفت برایمان بگویید.
روستا های شفت چه در مناطق تالش نشین وچه در نواحی گیلک نشین آن دارای مراسم های خاص خود می باشند . این مراسم ها و آیین ها که به اقتضای طبیعت جغرافیا ی هر منطقه درقالب فعالیت های مردم روستایی جان گرفته و مردمان اینگونه سامان ها را دلبسته خود کرده اگر به اقتضای زمان و با تغییرمناسبات اقتصادی ، فرهنگی روستاها درطول زمان رنگ باخته امّا یاد وخاطره ی آن همواره در سینه ی تاریخ به عنوان فرهنگ بومی فلان منطقه در سجل آن منطقه به یادگار قید می گردد ؛ اگرچه دلبستگی ها با گذشت زمان رنگ می بازند امّا فرهنگ روستایی یادگار رنج ها واندوه هایی است که درجریان کار ارباب رعیتی در زیر آفتاب سوزان خردادماه و در فضای غبارآلود کندوج ها با دستانی زخمی و پاهای برهنه ، نشو و نما یافته به قدمت رنج های کشیده شده زمان می برد تا ازخاطره ها پاک شود؛ از جمله مراسم ها می توان مراسم جشن پایان کار نشاء برنج را که در آخرین روزهای نشای آن توسط یاوران که متشکل از زنان شالی کار است نام برد؛ که در داخل مزرعه با آواز وسپس ترانه خوانی یکی از خانم های شالیکار یاور ، شروع و با حرکات موزون آنها در داخل مزرعه ادامه می یافت و در پایان کار به صور ت ستونی از مزرعه خارج و به خانه های خود می رفتند .
جشن خرمن ،لافن بازی،استقبال از نوروز،ماه رمضان،مراسم گلابگیری سنتی بسیاری دیگراز باورداشت ها و آیین های شادی بخش و یا غم افزا با توجه به تغییر شرایط و مناسبات پیشین درروستا ها انجام نمی پذیرد ویا دارای چنان بُرد فرهنگی نیست. به علت تنگی وقت ازمیان انبوه آیین ها و باور داشتها ی مردم گیلک وتالش منطقه شفت تنها به یکی از جلوهای زیبای همکاری وتعاون در قالب یکی از مراسم های زیبا ودیدنی آن اکتفامیکنم و آن مراسم عروسی ا ست. اگرچه امروزه به ندرت اتفاق میافتد ولی نشان از دوستی های پایدار وعمیقی داشت که اختلافات ناشی از کمی آب مزارع وامثالهم در فصل کشت وکارهرگز نتوانسته بود کوچکترین خللی در انجام و یا ادامه ی آن وارد کند این رویه نیز بوی ناخوش فقر را برمشام می نشاند. در سالهای کم آبی و و رویه ی ارباب رعیتی حاکم بر کل مناسبات جامه ی روستایی که دست زارع را برای انجام مراسم های پُرخرجی بسته بود دلنگرنی های دلدادگان جوان را برای برگزاری مراسم جشن عروسی خوانچه های همسایگان و بستگان عروس و داماد که انباشته ازانواع هدایا بود به شادی تبدیل می کرد. کمترین زمان عروسی ازمرحله نشان کردن تا پایان مراسم بیش از چند ماه بطول می کشید که هر مرحله به زمان وموقعیتی خاص نیازمند بود اما آنچه که معمول بود آوردن عروس به خانه ی داماد یا بعد از زمان تبدیل جو به برنج و فروش آن در بازار هفتگی بود ویا قبل از آغاز نشای برنج در مزرعه بود .توضیح اینکه تا جایی که ممکن بود من اغلب مراسم ها وباورداشتهای منطقه شفت را درمجموعه ای که تحت نام تاریخ شفت فراهم شد ارائه داده ام.
– از مفاخر وچهره های سرشناس شفت از دیروز تا امروز به چه کسانی می توان اشاره کرد؟
مردم شفت از اعصار دور تا کنون هیچگاه دانش اندوزی و به طورکلی یادگیری را درمرحله دوم امور خود قرار نداده و نمی دهند و این منطقه درهیچ زمانی ازمردان اندیشمند خالی نبوده است . شفتی ها از نخستین مردمان پاره ی غربی گیلان بودند که پذیرای دگراندیشی چون سالوک بن وهب بن منبه زیدی مذهب در محدوده ی حکمرانی حنبلی مذهب و جماعتی متعصّب بودند. ایّامی که پاره ی غربی گیلان بلا استثنا دارای حکمرانانی سنی مذهب بود که هیچ اندیشه ی دیگری را باز نمی تاباند ؛ این اتفاق در نیمه ی اول قران سوم هجری روی داد در اواخر قرن پنجم هجری شیخ عبدالقادر گیلانی (شفتی) درشفت تولد یافت وپس از آن مردان آگاه و عارف پیشه ی دیگر که برخاسته ازاین دیار بودند ؛ پس از سال ها کسب معرفت به تعلیم اندوخته های خود در شفت مبادرت نموده و در همین دیار با القابی چون پیر ، شاه درویش ، سلطان پیر و امثالهم مدفونند. از جمله چهره های درخشان علمی شفت در دوران حکومت خاندان اسحاقی در فومن وکیائیان زیدی درلاهیجان می توان مولانا نعمت شفتی پدر سدید شفتی و نفیس شفتی را نام برد که پزشکی حاذق و در عین حال سیاستمداری لایق درعرصه ی سیاست گیلان آن روزگار بود. وی از باشندگان شفتی بود که گویا بدلیل دارا بودن تفکر زیدی به همدلان آئینی خود در پاره ی شرقی گیلان پیوست. پس از به قدر ت رسیدن صفویه و اشاعه ی آیین شیعی در بخش غربی گیلان از جمله شفت، این منطقه شاهد پدیدار شدن چهره های جدیدی در عرصه مذهب تشیع شد که برخی از آنان را مهاجرانی تشکیل داده بود که سال ها دراین منطقه به سربرده و حتی به دنیا آمده و دارای لقب شفتی نیز بودند. از جمله آنان میتوان : حسن ابن نورالدین حسینی شفتی ، حافظ شفتی ، مولانا ملاحسن شفتی ، سید محمد باقر حجتی شفتی و… را نام برد که هرکدام از این چهره ها در باب دانش رایج عصر خود از بزرگان زمان خود بوده اند. اینان تا اواخردوره ی قاجاریه در عرصه تعلیم وتعلّم حضور فیزیکی داشته اند.در دوران مشروطه مردان و زنان شفتی با شنیدن فریاد ظلم ستیزی همراه با انقلابیون در صحنه ی کارزار برای تغییر شرایط استبدادی حاکم بر جامعه حاضر شده و در فرصت های مناسب برای همراهی انقلابیون با پای پیاده به رشت می رفتند. از چهره های شاخص این دوره در میدان سیاست می توان سید عبدالواحد وکیل شفتی ، میرزا اسماعیل خان شفتی را نام برد که در فتح ساری و بیرون راندن محمد علی شاه از ساری دوشادوش ملیون جنگید و رشادت های فراوانی از خود نشان داد تا جایی که برای مدت کوتاهی به ریاست نظمیه ی ساری نیز منصوب شد .ازدیگر چهره های مشروطه خواه این دوره که شفتی بود فرخ خان شفتی را می توان نام برد که همواره یار و یاور مشروطه خواهان بود و سالها سمت ریاست پُست گیلان را در دوره ی مشروطه در دست داشت. ازدیگر چهره های معروف وشاخص شفت در عرصه سیاست و طبابت دکتر مهدی خان رازی معروف به «ارفح الحکما» را می توان نا م برد . وی از بنیانگذاران انجمن حفظ الصحّه در دوران مشروطیت در رشت و از نخستین کسانی بود که مایه کوبی آبله را در رشت رواج داد. او در نهضت جنگل نیز برای مدتی فعالیت داشت که به عنوان طبیب به مداوای مجاهدین جنگلی میپرداخت ؛ اگرچه بعد از مدت کوتاهی فعالیت از نهضت جدا شد و برای مدتی در شفت ساکن شد . از دو چهره دیگرشفتی که در جریان نهضل جنگل دارای دیدگاهای متفاوتی بودند می توان «نقدعلی سیاهمزگی» و «میرزا یوسف خان شبان » را نام برد که اولی از یاران نزدیک میرزا کوچک خان و محرم اسرار او و دومی همکلاسی ولی مخالف نهضت جنگل بود. ازدیگر چهره های خدمتگذار درعرصه پزشکی دیروز گیلان که هر گز از یاد مردم رشت و حومه برون نخواهد رفت می توان مرحومان دکتر سید علی سقراط ، دکتر روشن رازی ، دکتر رضی شبان و دکتر حسن صالحی و بسیاری دیگر را نام برد که هرکدام از آنها در زمان حیات خود منشاء خدماتی برای هموطنان خود بوده اند. در زمینه علوم پایه و سیاست و اقتصاد و همچنین پزشکی چهره های جوان بسیاری چه در داخل و چه در خارج از کشور به فعالیت های علمی مشغولند.
– در باره ی بناها وجاذبه های تاریخی شفت برایمان بگویید.
آثار و ابنیه های تاریخی شفت بیشتر مربوط به اواخر دوره ی صفویه و قاجاریه می شد ، یعنی دوره ای که مرکز حکومتی شفت در کمسار بزرگ بود ، خان های حکومتگر و ایادی آنها در آن مرکز بسر می بردند . از این روی بیشتر ابنیه های مربوط به آن دوره در کمسار وجود داشت که شامل چندین حمّام قدیمی و خانه ها ی اعیانی که نمونه هایی از آن تا چندی پیش هم وجود داشت . متاسفانه براثر بی توجهی درتعمیر و مرممت آن به مرور زمان رو به تخریب نهاد. تنها اثر باقیمانده در کمسار مسجد قدیمی آن است که مردم این منطقه به علت علائق مذهبی از آن حفظ و حراست کرده اند.
درمرکز شفت کلیه ی ابنیه ی تاریخی که بیشتر مساجد را شامل می شد توسط هیات امنای مساجد و بدون توجه به ارزشهای تاریخی آن تخریب و بنایی جدید برای نجام فرایض دینی بر روی آن تاسیس شد . تنها نقطه ی تاریخی شفت محوطه ی بازار قدیمی شفت است که میر ظهیرالدین مرعشی مولف تاریخ گیلان و دیلمستان از آن نام می برد که به مرور زمان با حفظ محدوده و با استفاده از خشت در اوایل دوره ی مشروطه بازسازی و مرمت شد ، امّا بی توجهی شهرداری شفت و عدم عنایت میراث فرهنگی استان ، براثر دخالت مستا جرین و صاحبان مغازه در امرنوسازی ،به تدریج چهره قدیمی بناها را تخریب و به شکل ناخوشایند و زشتی اقدام به ساخت وساز نموده ومی نمایند. تنها منطقه ای که به علت زیارتی وسیاحتی بودن هنوز مورد توجه ی بازدید کنندگان در شفت قرارمی گیرد منطقه ی «امام زاده ابراهیم» وخانه های چندین طبقه ی چوبی آن و منطقه زیارتی سیاحتی« امام زاده اسحاق» شفت است. ناگفته نماند که شفت دارای جاذبه های گردشگری فراوان و چشم اندازهای زیبا و دلگشایی است که عدّه ی بسیاری از مردم سراسر گیلان و حتی خارج از استان را به خود جلب می کند. این وظیفه ی مسئولین مربوطه در شفت است که در حفظ و حراست از جلوه های زیبا و طبیعی شفت در کناررودخانه های پُر آب وآبشارهای دیدنی آن حداقل به وظیفه ی قانونی خود عمل کنند.
– تولیدات کشاورزی درشفت چگونه است؟
مهمترین تولیدات کشاوزری منطقه شفت برنج ، چای ، پیله ی ابریشم و اندکی توتون است که درمنطقه جلگه ای شفت و بیشتر گیلک های جلگه نشین مبادرت به کشت و تولید آن می کنند؛ اگرچه چند سالی است که که تالش های ساکن در درّه های دو سوی رودخانه ی امام زاده ابراهیم و سیاهمزگی هم اقدام به کشت برنج می کنند. براساس آخرین آمار اداره ی کل جهاد کشاورزی سطح زیر کشت برنج در شفت حدود یازده هزار هکتار و تولید تقریبی کمتر از چهارهزار تن است.
دومین محصول کشاورزی شفت را چای تشکیل میدهد که سطحی حدود 2200 هکتار را زیر کشت دارد البته چند سالی است که به دلایلی از میزان تولید چای در منطقه ی شفت کاسته شده است . سومین محصول در آمد زای منطقه شفت پرورش کرم ابریشم وتولید پیله برای استحصال ابریشم است که در گذشته از ابتدایی ترین مرحله تا پایان مرحله ی ریسندگی آن در شفت صورت می گرفت امّا اکنون پس از تولید پیله به بازار عرضه می گردد. در سال 1384 میزان تولید آن 120 تن بر آورد شده بود . محصولات جالیزی و میوه درختی مانند گوجه سبز وشاه بلوط منابع اگرچه اندک ولی جانبی مردم این منطقه را تشکیل میدهد. در حوزه ی دامداری باداشتن 90هزار راس دام وتولید مقدار قابل توجهی شیر به بازار عرضه می گردد و دامدارانی که در زمینه ی پرورش گوسفند فعالیت می نمایند شیرحاصل را تبدیل به پنیرمی نمایند. پنیر سیاهمزگی شفت و شاه بلوط محصول باغات ویسرود شفت از سوغاتی های پّر ارزش این منطقه محسوب میشود.
– آ یا صنایع دستی خاصی وجو دارد که منحصر به این منطقه باشد؟
شباهت جغرافیایی اغلب شهرهای گیلان باهم سبب شده است که در زمینه ی تولید و فرآوری محصولات نیز شباهت هایی داشته باشند. چنانچه کشت برنج و یا چای در اغلب نقاط گیلان به نسبت رایج و معمول است. صنعت سفالگری که شامل ساخت ظروف گلی وکوزه های گلی وغیره می شود در ابعادی وسیع تر در روستاهای منطقه ی شرقی شفت تولید و به بازارعرضه می گردد . دومین صنعت دستی و بومی منطقه که هنوز عدّه ای از مردمان تالش شفت از مرحله ی ابتدایی تا آماده شدن آن برای پوشیدن را در محل انجام می دهند شالبافی است. صنعتی صد در صد بومی و سنتی که هنوز چراغ تولید آن را ابزارهای جدید تکنولوژی نتوانسته است خاموش کند. توضیح اینکه در سالهای نه چندان دور در شفت کارهایی برای تولید ابریشم و بافت پارچه های ابریشمی و همچنین کارگاهایی برای تولید کنف در شفت وجود داشت که به مرور زمان برچیده شد.
– امروز شفت چه جایگاهی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی در استان دارد؟
جایگاه شفت در زمینه های مختلف مدیریتی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی را شفتی هایی مشخص و معلوم می کنند که در برون از شفت ودر مرکز استان نقش آفرینی می کنند. این مردان و زنان با داشتن توانایی هایی در زمینه های مختلف توانسته اند درهمه ی ارکان اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی استان جایگاهی در خور شان خود بیابند که در واقع نشان دهنده ی جایگاه اجتماعی و فرهنگی شفت در استان تلقّی می گردد.
– در پایان این گفتگو ، از ضرورت پرداختن به فرهنگ و تاریخ گیلان و معرفی آن به نسل جدید بفرمایید.
آشنایی با گذشته استان مان و دانستن عللِ اُفت و خیز های آن درگذشته ، ما را از دوباره آزمودن و تجربه اندوختن بی نیاز می کند ، این گونه زمان را ازدست نخواهیم داد و به خطایی دیگر دچار نخواهیم شد. از این روی لازم است که با دقّت به مطالعه ی تاریخ دیروز خود بپردازیم.



