غزه در خون کودکانش می غلتد !

دیری نمی پاید که همه ما در مقابل دادگاه عدل الهی حاضر می شویم.اشکهای کودکانی که از ترس ضجه سر می دهند و پدرانی که مرگ فرزند و همسر خویش را نظاره می کنند و داغ دل مادرانی که عصاره جانشان در مقابل دیدگانشان پر پر می شوند.چگونه روایت کنم اشک فرزندی را که بر بالین جسد مادر ایستاده و او را صدا میزند.چگونه روایت کنم عشق مادر و فرزند را که هدیه خداوند است و یک انسان نمی دانم به چه دلیل این حق را از آنها می گیرد. امروز در همدردی با کودکان جنگ و جانهای نحیفشان گریستم . وای بر انسان …غزه در خون است .انگار خاک غزه تشنه خونهای این کودکان است. امروز چشمهای اشک آلود کودکان جنگ نظاره گر بدنهای تکه تکه شده ای هستند که روزی با آنها در کوچه ها همبازی بودند.
از دهانهای خشکیده،از کامهای تلخ و از لحظات آخر زندگی که با ترس و گرسنگی و تشنگی همراه است.در ماهی که میهمانی خداست .در ماهی که ماه تطهیر است و اثبات برادری ! وای بر انسان .. از درد بخود می پیچم .می خواهم که نباشم. باید پدر باشی تا اشک و ترس کودکت را درک کنی.باید مادر باشی تا بی پناهی و طلب آغوش کودکت را در ک کنی. وقتی سقفی نباشد.وقتی مادر،پدر نباشند،وقتی باران همدم هر روزت است. اشکی هم باقی نخواهد ماند. کودک غزه امروز دستهایم کوتاه است .
مردانه در مقابل گلوله ها بایست. مردانه در مقابل وحشت بمب افکنهای مخوف بایست . خداوند اجر خون ترا تو را خواهد داد. در گاه او امن ترین و مهربانترین است.چگونه است که یک دنیا نمی تواند در برابر این ظلم بایستد. در عصری که این دولتهای غاصب دم از تمدن می زنند چه جای وحشی گریست؟ چرا انسانها امروز باید اینگونه کشته شوند. کودکان جنگ بی دفاع ترین و مظلوم ترین قربانیان جنگ هستند.خداوندا امروز به عنوان یک انسان شرمسارم.از اینکه خودم را انسان بنامم…..
تنظیم کننده : کامران اسد نیا . اعتدال شرق



