عماد افروغ

عدالت در نگاه امام علی(ع)؛ گرسنگی محرومان، نتیجه ظلم برخورداران است

یکی از مشکلات جامعه ما این است که شخصیتهای بزرگ خود را مفروض می گیریم نه اینکه آنها را بصورت علمی جستجو و کشف کنیم.

وقتی می خواهیم درباره عدالت در نهج البلاغه گفتگو کنیم نباید خالی الذهن باشیم بلکه باید با پرسش و سوالات جدی به سراغ نهج البلاغه برویم و بحث بنده مبتنی بر سوالات جدی و دانش انباشته بشری نسبت به عدالت است.

بهترین تعریف عدالت، تعریف ذیل حق است و به تعبیر پذیرفته دینی، عدالت یعنی اعطا حق به صاحب حق یا قرار گرفتن هر چیز در جای خودش.

اینجا این سوالات مطرح می شود که حق چیست، چه کسی صاحب حق است، متعلقات حق کدام است؟ حق فردی یا اجتماعی یا هر دو است، حق قراردادی یا وجودی و … است؟

▫️در تئوریهای عدالت چند پاسخ داده شده است:
۱. رویکرد طبیعت گرایانه می گوید که انسانها نابرابر خلق شده اند و بنابراین نابرابری انسانها خلاف عدالت نیست و طبیعی است..

۲. رویکرد مساوات طلبانه می گوید انسانها مساوی و برابر خلق شده اند و نابرابری محصول جامعه است.

۳. رویکرد شایسته گرایانه می گوید برخی انسانها استعداد و شایستگی بیشتری دارند بنابراین برخورداری بیشتر انها خلاف عدالت نیست.

۴. رویکرد بیطرفانه دولت می گوید که دولت نباید در بازار و تحولات دخالت کند و باید بیطرف باشد.
جمع جبری می گوید نتیجه محصول جمع جبری عوامل است.

اما از نگاه امام علی، این رویکرد جمع جبری صحیح نیست و جامعه ورای جمع جبری افراد است مانند ماهیت آب که با ماهیت اکسیژن و هیدروژن متفاوت است.

اما امام علی درباره حق چه می گوید و چگونه به این سوالات پاسخ می دهد؟

نگاه امام علی به حق و عدالت در خطبه ۳۴ اینگونه تصویر شده است: حق شما بر من(حاکم) این است که خیرخواه شما باشم، بیت المال را عادلانه توزیع کنم و … اما حق حاکم بر شما این است که او را نصیحت کنید، یعنی انتقاد و نصیحت حاکم، حق مردم نیست بلکه بالاتر حق حاکم و وظیفه مردم است.

در خطبه ۲۱۶ می فرماید: با من مثل حاکمان ظالم و سرکش سخن نگویید و از گفتن حق و دادن مشورت نپرهیزید چون خود را بالاتر از آنکه اشتباه کنم، نمی دانم. می گوید بدون ترس و واهمه حرفتان را نسبت به حاکم بگویید.

 در نامه به مالک نیز به ۸ حق اشاره شده:

۱. حق عطوفت و مهربانی حکومت با مردم، حق عفو و بخشش مردم که حکومت از گناه و خطای مردم درگذرد، یعنی از گناه مردم بگذر درحالیکه خود از گناه کارگزاران حکومتش نمی گذشت.

۲. پرهیز از اقتدارگرایی و قانون گرایی صوری و توجه به روح قانون که عدل است. قانون فرع بر عدالت است. نباید قانون، عدالت را نقض کند. اگر مردم توان اجرای قانون را ندارند نباید آنها را تحت فشار گذاشت.

۳. اگرچه امروز قانون برای اغنیا و فقرا یکسان نیست و تبعیض منفی دارد اما چرا باید قانون بین محرومین و برخورداران مساوی باشد و باید تبعیض مثبت را برای محرومین و مستضعفان و کسانی که بطور طبیعی از فرصتها محرومند در نظر گرفت.

۴. حق طلبی و حق مداری، نباید نیکوکار و بدکار در نگاهت مساوی باشند، یعنی جمع نگاه مساوات گرایانه و شایسته گرایانه

۵. حق عدالت خواهی، یعنی برقراری عدالت در جامعه.

۶. حق مشاوره و نظارت(در کار عاملان خود بیندیش و پس آزمودن به کارشان بگمار و به میل خود و بی مشورت دیگران به کاری مخصوصشان مدار)

۷. حق وفای به عهد، حتی در مورد دشمنان و امانتداری و عمل به پیمان.

۸. نفی انحصارطلبی و از بین بردن شکاف بین مردم و صاحبان قدرت و خودداری قدرت از برخورد با مردم.

بحث عدالت اعم از عدالت کیفری یا عدالت قضایی و عدالت اجتماعی یا عدالت اقتصادی است. امام علی بالاترین ارزش را در فلسفه اجتماعی خود عدالت می داند، بالاتر از ارزشهای دیگر نظیر آزادی و …

امیرمومنان عدل را بالاتر از جود و بخشش می داند، درحالیکه علی، عدالت را بالاتر از جود می داند، در حیطه فردی البته بخشش و جود خوب است اما  در سطح جامعه، عدالت بالاتر است؛ چون کسی برای عدم بخشش مواخذه نمی شود اما برای عدم رعایت عدالت، باید مواخذه شود.

علی عدل را در نابودی دشمن، مهمترین عامل می داند و می گوید با عدل می توان دشمن  را مغلوب کرد.

تفسیری که از وقایع ۹۶ و ۹۸ در جامعه شد نارواست، اگر بر مردم ظلم کنیم پاسخش را می شنویم.

علی می گوید روز دادگری بر ستمگران، سخت تر از روز ستم بر ستمدیدگان است یعنی در موقع انقلاب و اعتراض خشک و تر با هم می سوزند.

امیرمومنان می گوید در آفرینش میان انسانها تفاوتی نیست و قوی و ضعیف در خلقت  برابرند پس علی از نگاه طبیعت گرا و نابرابر فاصله می گیرد.

نگرش علی به عدالت نگرش طبیعی نیست، نگرش تاسیسی و اجتماعی است یعنی نابرابری توسط جامعه خلق می شود و بصورت طبیعی وجود نداشته است.

گرسنگی محرومان، نتیجه ظلم برخورداران است.

امام علی تامین یک حداقلی را برای همه جامعه ضروری می داند که طبیعتا این استاندارد تابع زمان و مکان است‌.

علی عدل را یک مقوله ذهنی و نظری نمی داند بلکه یک مقوله عملی می داند و علی مرد عمل است.  در مورد طلحه و زبیر می گوید مثل رعد خروشیدند و مثل برق درخشیدند اما باران نداشتند، من بارانم؛ یعنی عمل و نتیجه عملی دارم.

عدالت بیرونی محصول عدالت درونی است یعنی کسی که در درون و زندگی خود تعادل نداشته باشد عدالت خواه نیست، کسی که بین حرف و عملش، نظر و رفتارش شکاف است عدالت خواه نیست.

باید به هر مقداری که به مفهوم عدالت رسیدیم آن را پیاده کنیم نه آنکه معطوف بحثهای بی پایان نظری شویم، وقتی عمل کردیم ابهامات نظری رفع می شود.

اما نتایج بحث عدالت از دیدگاه امام علی در نهج البلاغه:

– حجت حضور مردم و شکمبارگی ستمگران و گرسنگی محرومان و رسالت عالمان در برابر آن

– تقدم عدالت بر مصلحت و امنیت، کسی که تحمل عدالت را ندارد تحمل ظلم برایش مشکل تر است.

– ضرورت عزیز بودن افراد محروم و مظلوم و ذلیل بودن افراد قدرتمند و ثروت نزد حاکم.

– حضرت بی عدالتی را محصول بی ضابطگی جامعه و سوءاستفاده توسط بنی امیه می داند و اوضاع امروز جامعه ما در نابرابری بدتر از دوران بنی امیه است.

می فرماید من از حق خودم می گذرم اما از حق مردم نمی گذرم.

در خطبه ۲۰۹ می فرماید: ظلم باعث شورش طبقات ضعیف است، در کشور ما رابطه قدرت – ثروت داریم نه ثروت – قدرت، یعنی قدرتمندان به ثروت می رسند.

در خطبه ۲۲۴ در مورد رفتار با برادرش عقیل می گوید که واقعا در فقر بود و فرزندانش گرسنه بودند اما با حرارت آتش، نزدیک بود برادر نابینایش را بسوزاند و بقول شهید مطهری علی در عدالت متعصب و متصلب است.

در حکمت ۱۶۳، می گوید فقر موت اکبر است یعنی فقیر یکبار نمی میرد بلکه مرگ هر روزه است و فقیر همواره در زجر است. به محمد حنفیه می گوید از فقر برایت می ترسم که دینت را آسیب برساند یعنی حق حیات مقدم بر حق معاد است.

علی می گوید عدالت برتر از بخشش و جود است، چراکه عدالت هر چیز را در جای خود قرار می دهد و جود آن را از جای خود خارج می سازد.

شهید مطهری می گوید عدالت پایه جامعه است و جود و بخشش، زینت ساختمان جامعه است. جود از نظر دهنده فضیلت است اما از نظر گیرنده فضیلت نیست، بخش زیاد موجب انحراف بخشی از اقشار جامعه می شود اما عدالت همه جامعه را بسوی اصلاح می برد.

پیامبر می گوید خدایا به ما در امر نان(برکت) بده که اگر نان نبود، نماز و زکات نخواهد بود. شهید مطهری می گوید: این جمله زیربنایی بودن مادیات نسبت به معنویت را می رساند. یعنی اگر مادیات خراب باشد معنویت نخواهد بود و تنها با اجرای عدالت در جامعه، می توان معنویت را تامین کرد. ارزشهای اخلاقی پس از عدالت قرار می گیرد و بدون عدالت، جود و کرم در جامعه تاثیر خود را نخواهد گذاشت.

* سخنرانی در نشست «دین، عدالت و معیشت مردم» به همت انجمن اندیشه و قلم و با همکاری کانون توحید و بنیاد اندیشه و احسان توحید