اسرائیل در غیاب ترامپ

ترور غیرانسانی و غیرقانونی محسن فخریزاده، دانشمند ارشد هستهای ایران واکنشهای متعددی را در مجامع بینالمللی به بار آورده است. تروری که قطعا اهداف و انگیزههای آشکار و نهان پرشمار و البته پیچیدهای را دنبال میکند. در این زمینه در دو روزی که از انجام این عملیات ناجوانمردانه میگذرد، تحلیلهای زیادی درباره اهداف این عمل توسط کارشناسان و رسانههای متعددی به انجام رسیده- که بیشتر در این مورد با هم اشتراک نظر دارند که همزمانی این اتفاق با شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و خروج قریبالوقوع او از کاخ سفید معنادار است و باید این ترور را در متن این اتفاق به ارزیابی نشست. از نظر این کارشناسان، ترامپ برای گلآلود کردن هر چه بیشتر آبهای خاورمیانه و برافروختن آتشی بزرگ در منطقه دست به این اقدام زده (یا با آن موافقت کرده)، تا جو بایدن را مقابل کاری انجامشده و در آستانه مسیری بیبازگشت قرار دهد و آخرین روزنههای امید به بازگشت ایالات متحده آمریکا به توافق هستهای با جمهوری اسلامی ایران را مسدود کند.
به گزارش شفقنا از نشریه انگلیسی اسپکتیتور؛ ترور محسن فخریزاده را نمیتوان بدون در نظر گرفتن ارتباطش با روزهای پایانی ریاست جمهوری دونالد ترامپ و تمایل و اشتیاق او برای مشکلسازی برای جو بایدن که قصد نیل به توافقی جدید با جمهوری اسلامی ایران را دارد، ارزیابی کرد.
نویسنده این نشریه با اشاره به همین موضوع مقالهاش را آغاز کرده است: اخبار ترور محسن فخریزاده، دانشمند ارشد هستهای ایران در دو روزی که از انتشار این اخبار میگذرد، کمتر کسی را شگفتزده کرده است. دلیلش هم این است که این اتفاق تفاوت زیادی با کارهایی ندارد که در چهار سال دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ از او دیدهایم.
در حقیقت، گذشته از این که مسایل پشت پرده و آمر و عامل اصلی این ترور چه زمانی رسما مشخص خواهد شد، کمتر کسی تردیدی در این امر دارد که این ترور با اطلاع و حتی شاید هم با رضایت ترامپ انجام گرفته است. یعنی که او یک بار دیگر سعی کرده مهرش را در خاورمیانه جوری بکوبد که کار جو بایدن را برای پاک کردن این رد و اثر، و به عبارتی بهتر و روشنگرتر راست و ریس کردن شرایط و درست کردن این خرابکاریها سخت و سختتر کند.
نویسنده در ادامه نقبی به دوره زمامداری روسای جمهور سابق ایالات متحده آمریکا هم زده و رخداد اخیر را در متن کلی دخالتهای آمریکا در منطقه خاورمیانه مورد سنجش قرار داده است. او در این زمینه نوشته:
البته روسای جمهور پیشین آمریکا هم چندان کارنامه سفیدی در خاورمیانه ندارند؛ و باراک اوباما، بیل کلینتون و رونالد ریگان هر کدام در نفسهای آخر دوره ریاست جمهوری خود سعی کردهاند خاورمیانه را بر اساس تصورات و تخیلاتشان شکلی جدید دهند و نظمی نو، دلخواه خودشان در این منطقه به وجود آورند، اما تفاوت ماجرا در این است که هیچکدام از این روسای جمهور مانند دونالد ترامپ افرادی مبارزهجو، تهاجمی، جنگطلب و البته طرفدار اسرائیل نبودند.
در بخش دیگری از مقاله، نویسنده اسپکتیتور با تاکید مجدد و مکرر بر این که «هرکسی که این ضربه را وارد آورده، بیتردید آن را با اجازه و شاید هم نظر مساعد ترامپ انجام داده»؛ پای اسرائیل و سیاستهای جنگطلبانهاش را نیز به این ماجرا باز کرده و مینویسد: قابل کتمان نیست که کارزارهای سیاسی و رفتارهای منطقهای اسرائیل توسط طراحان نظامی و در قالب استراتژیهای جنگی طراحی، اجرا، و به زبانی دیگر کارگردانی میشوند. طبق یکی از سرفصلهای این دکترین که در منطقه خاورمیانه، تاکنون علیه چند دشمن اصلی اسرائیل بارها و بارها به کار گرفته شده است، این کشور فرسایش کامل و مداوم دشمن را از طریق حملات هوایی دقیق، ترورهای هدفمند و عملیات نیروهای ویژه دنبال میکند.
در واقع هدف اسرائیل از این سیاست، که در سه چهار سال اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران به کار بسته شده، این است که با یک سری حملات مقطعی و کوچک، اهدافش را در قبال دشمن دنبال کند؛ که به این معناست که هم دشمن را عصبی کند و هم این که خودش را از واکنش عظیم دشمن (که در مورد جمهوری اسلامی ایران آشکار است که از نظر قدرت نظامی توانایی لازم برای وارد آوردن ضرباتی ویرانگر به اسرائیل را دارد) محافظت کرده و در عین حال از خطر بروز یک درگیری وسیع و همهجانبه در منطقه جلوگیری کند.
تصمیمسازان اسرائیل که در سالهای اخیر از قدرت فزاینده نظامی- دفاعی جمهوری اسلامی ایران به هراس آمدهاند، در سالهای اخیر و به خصوص از زمستان گذشته به این سو به این نتیجه رسیدهاند که به عنوان بخشی از این فعالیت فرسایشی نگاهشان را به تهران معطوف کنند. البته اسرائیل میداند که باید حد خود را نگه دارد و به عبارت بهتر چنین عملیات حساسی را باید به دقت کالیبره کند و عملیات ایذایی کوچکی انجام دهد که تهران را به صرافت واکنشی بزرگ نیندازد. در حقیقت طراحان این ترورهای گاه به گاه میدانند یک عملیات نسنجیده، مثلا عملیاتی که به نابودی افسران عالیرتبه پرتعدادی بینجامد یا به زیرساختهای مهم هستهای جمهوری اسلامی ایران آسیب وارد آورد، پاسخ خشمگینانهای را ایجاد خواهد کرد که قطعا میتواند فراتر از توان تحمل اسرائیل باشد.
جمهوری اسلامی ایران بیشک پاسخی کامل و انتقامی سخت بابت این عملیات در نظر دارد، اما شاید اندکی خویشتنداری و صبر برای پایان دوره ریاست جمهوری مردی که نشان داده ابایی از برافروختن آتشی بزرگ برای رسیدن به دستاوردی ناچیز ندارد، این کشور را بهتر به اهدافش برساند. به هر حال در غیاب ترامپ، اسرائیل در قبال انتقام جمهوری اسلامی ایران بیدفاعتر از همیشه خواهد بود.



