ایران پیشتاز طلاق در منطقه/بیشترین آمار در گیلان

سازمان ثبت احوال کشور در هفت ماهه نخست امسال ۱۰۲ هزار و ۸۱ واقعه طلاق در کشور را به ثبت رسانده است. همچنین آمار رویدادهای حیاتی این سازمان از افزایش ۶/۵ درصدی طلاق نسبت به مدت مشابه سال قبل خبر میدهد.
به گزارش پایگاه خبری ورس سال جاری بیشترین آمار طلاق در استانهای گیلان، البرز، خراسان رضوی و کرمانشاه به ثبت رسیده و پس از آن ایلام ،سیستان و بلوچستان، یزد و چهارمحال و بختیاری کمترین میزان طلاق را داشته اند. این اعداد و ارقام در نگاه نخست نشان میدهد استانهای برخوردار با اقتصاد بهتر و سطح رفاهی بیشتر در زمینه بروز طلاق نیز در پلههای نخست ایستادهاند و البته عکس این موضوع برای استانهای محروم نیز صادق است.
توزیع سنی طلاق
بیشترین طلاق ثبت شده در سال ۹۵ مربوط به مردان گروه سنی ۸/ ۳۵ سال در بین مردان و ۹/۳۰ سال در بین زنان است.
بررسیها نشان میدهد؛ ایران با نرخ خام طلاق ۲ درصد یکی از بالاترین آمارها در زمینهٔ طلاق را در بین کشورهای منطقه به خود اختصاص داده است. معضلی که برآمده از چالشهای اخلاقی، رفتاری و اقتصادی است و مواردی مانند سبک جدید زندگی شهری نیز بر آن تأثیرگذار بوده است.
آمارها همچنین نشان میدهد ۱۴درصد طلاقها در ایران در حدود کمتر از یک سال و ۱۱ درصد آن پس از یک تا دو سال از زندگی مشترک رخ میدهند و در مجموع بیش از ۵۰ درصد طلاقها در کمتر از پنج سال بعد از شروع زندگی مشترک اتفاق می افتد. آسیبی که البته در برخی استانهای کشور مانند اردبیل، خراسان جنوبی ، کردستان بحرانیتر گزارش شده است.
ناگفته پیداست بیشترین آمار طلاق در سالهای اخیر مربوط به گروه سنی ۳۰ تا ۳۵ سال بوده و هر چه پیش آمدهایم زنان این گروه نسبت به مردان گوی سبقت را ربودهاند. آمار نگرانکننده این که بیشترین فراوانی خودکشی و اعتیاد نیز در همین گروه سنی است. در حال حاضر میانگین سن اعتیاد ۲۰ سال و بیشترین فراوانی خودکشی ۱۸ تا ۲۵ سال است که باز میانگین آن ۲۰ سال خواهد بود، اما نباید این نکته را فراموش کرد که اگر از تهران به عنوان شهری مملو از آسیبهای اجتماعی بگذریم، بیشترین میزان اعتیاد و خودکشی متعلق به استانهایی است که از کمترین میزان طلاق برخوردارند. بنابراین این دو آسیب را نباید در یک سطح و با ویژگیهای یکسان تحلیل کرد. از سوی دیگر مقایسه آماری ازدواج و طلاق نیز نکته جالب توجهی را نشان میدهد به این معنا که در استانهایی با کمترین طلاق ثبت شده کمترین ازدواج نیز رخ داده است.
مشکلات اجتماعی و اقتصادی عامل بروز طلاق
با این مقدمه با افزایش مشکلات اجتماعی و اقتصادی در سالهای اخیر بروز پدیده طلاق در جامعه افزایش یافته است. موضوعی که بررسی آمار طلاق در سالهای اخیر نیز روند آن را تائید میکند.
این در حالی است که کارشناسان اجتماعی بر این باورند که افزایش عددی میزان طلاق را باید در شرایطی در نظر گرفت که جمعیت کشور نیز نسبت به گذشته افزایش یافته است و اینگونه نیست که جمعیت ثابت اما طلاق افزایش یافته باشد. باید دانست که علاوه بر تعداد طلاق در کشور، نسبت طلاق به ازدواج، میانگین سن زوجها در زمان طلاق و میانگین سنوات زناشویی در بین مطلقهها در دو دهه اخیر با تغییر و تحولات عمدهای همراه است.
بررسی موردی آمار طلاق از دریچه تعداد سالهای زندگی مشترک نشان میدهد، بیشترین میزان جدایی مربوط به زوجهایی است که حداکثر یک تا ۲ سال توانایی تحمل یکدیگر را داشتهاند. این اتفاق به عنوان الگویی ثابت در یک دهه گذشته مدام تکرار شده و با یک ضریب ثابت فاصله خود را از دیگر بخشهای جدول مدت زمان زندگی مشترک حفظ کرده است.
در این رابطه؛ سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران میگوید: برای بررسی دوام زندگیهای مشترک در کشور آمار مورد استناد و اطلاعات مندرج در سایت سازمان ثبت احوال کشور به عنوان مرجع رسمی قلمداد میشود.
او میافزاید: کاهش میزان دوام زندگی زناشویی فقط کشور ما را تحت تأثیر قرار نداده است. در سالهای نخست تشکیل زندگی مشترک به مراتب میزان اختلافات به دلیل عدم شناخت زوجها نسبت به یکدیگر افزایش مییابد. این در حالی است که افراد با گذشته زمان در زندگی مشترک به هم عادت کرده یا به دلیل برخی صلاحدیدها شرایط را میپذیرند. برای مثال در برخی مواقع والدین فقط به دلیل زندگی فرزندان شرایط موجود را تحمل می کنند.
به گفته او معمولاً با گذشت زمان انطباق و سازگاری زوجها افزایش مییابد و آنها در این شرایط نحوه تعامل با یکدیگر را میآموزند. برای مثال با گذشت پنج سال از زندگی طبیعتاً تولد فرزند میتواند عاملی برای ثبات بهتر زندگی باشد. اما تنها عامل افزایش دهنده طلاق در زندگی شناخت ناکافی قبل از ازدواج است. جوانان باید بدانند هر قدر نسبت به انتخاب همسرشان شناخت داشته باشند، به نسبت احتمال بروز طلاق نیز کاهش مییابد.
او میگوید: معضل طلاق در حوزه آسیبهای اجتماعی تا زمانی که به شکل فردی و متعارف در محدوده معینی وجود داشته باشد، یک پدیده اجتماعی محسوب نمیشود، اما زمانی که این پدیده از حالت متعارف خارج میشود و دارای فراوانی در یک جامعه است، به عنوان یک آفت یا بلای اجتماعی مطرح میشود که برای تشخیص این وضعیت میتوان به آمار طلاق و مقایسه آن با ازدواج از سالهای گذشته تاکنون پرداخت و در ایران آمار رو به گسترش، این موضوع را به سمت یک معضل اجتماعی سوق میدهد.
تغیر شیوههای همسرگزینی در جامعه نیز موضوع دیگری است که رئیس انجمن مددکاری ایران به آن اشاره میکند و می گوید: در اغلب انتخابها بخشی از فضای مجازی، ارتباطات، شناختهای خیابانی و… دخیل هستند. در این وضعیت زوجها نمیتوانند نسبت به یکدیگر شناخت عمیق داشته باشند. این در حالی است که بررسی زندگی پدر و مادرها در گذشته نشان میدهد، تنها شرط دوام زندگی گذشت و تلاش برای برقراری روابط بهتر برای داشتن یک زندگی باثباتتر است.
به گفته او کاهش آستانه تحمل سبب شده تا افراد در مواجهه با ناملایمات زندگی تنها راه حل را خلاصی از شرایط موجود بدانند. این در حالی است که با آموزش مهارتهای زندگی از سنین کودکی و نوجوانی باید فرزندان را نسبت به دوام زندگی و مواجهه با آسیبها آگاه تربیت کرد.
چلک در ادامه گسترش اطلاعات و ارتباطات را از دیگر عوامل بروز طلاق در جامعه کنونی برمیشمارد و توضیح میدهد: در بروز طلاق دامنه اطلاعات و ارتباطات گسترده افراد نقش بسزایی دارد.
او در جواب این سؤال که با شرایط موجود وضعیت دوام زندگی مشترک در جامعه چگونه خواهد بود؟ میافزاید: اگر تدابیری برای بهبود وضعیت موجود اتخاذ نشود، به نسبت نمیتوان تغییر در شرایط را شاهد بود. هم اکنون یکی از سیاستهای کلان کشور بر مبنای حفظ، پایداری و ثبات خانواده است و در صورت عدم بروز این امر در جامعه با تأثیرات منفی فراوان روبرو خواهیم بود.
چلک معتقد است، برای کاهش نرخ طلاق و بهبود شرایط زندگی مشترک باید از دوره کودکی و نوجوانی به فرزندانمان شیوههای تعامل سازنده را آموزش داد. چون فراگیری مهارتهای اجتماعی نیازمند زندگی پویا و بانشاط است. در شرایط کنونی باید افراد در جامعه به گونهای از لحاظ اجتماعی پرورش یابند تا مهارت مقابله با مشکلات، مهارت تصمیمگیری و… در آنها افزایش یابد.



