۴دی به شماره ۵۰۰ رسید
۴دی به شماره ۵۰۰ رسید

۵۰۰ شماره زیاد است؛ برای کسی که همه یک شنبه های سال را شمرده؛ برای کسی که تعداد صفحه‌ها و گزارش‌هایی که باید بنویسد را یادداشت می‌کند؛ برای کسی که روی یک ‌شنبه‌های گذشته تیک می‌زند؛ برای کسی که پیدا کردن یک عکس کوچک برای صفحه‌اش، نصف روز وقتش را می‌گیرد و برای…

fazelniaصحبت از تولد یک نشریه بود و من نگران و دلهره داشتم . آیا می شود ؟ معمولا در این شهر هر چیزی یک تاریخ مصرفی دارد و آن هم زود می آیند و زود می روند . تاریخ مطبوعات در فومنات این را می گفتند. حدود نیم قرن پیش سه نشریه آمدند و هر کدام هم با انتشار چندین شماره رفتند .. واکنون می خواستیم بعد از نیم قرن  مردم فومنات را صاحب جریده ای نماییم.اگر نگاه کوتاهی بخواهیم به تاریخ نشریات در فومن بیاندازیم در وبلاگ پومن تاریخ متعلق به آقای بیگی می شود تاریخ روزنامه نگاری در فومن را دانست . اولین نشریه به نام« فریاد فومن » توسط اسماعیل برقی در سال ۱۳۳۱منتشر گردید که فقط دو شماره از آن در اذهان همه باقی مانده است گویا بعداز دو شماره تعطیل گشته است . دومین روزنامه در دیار فومن را یک فومنی فرهنگ دوست به نام محمدعلی فومنی با عنوان «ندای فومن» به تاریخ ۲۴ تیرماه ۱۳۳۱ منتشر نموده است وتا ۴۸ شماره منتشر نمود بعد آن را به شخصی به نام آقای سیروس زبده واگذار نمود و ایشان هم پس از چندین شماره امتیاز آن را به شخصی بنام محمد سهراب چی واگذار نمود و … . )درباره تاریخ روزنامه نگاری در فومن ان شاءادر آینده برای شما بازگو خواهیم نمود).

اما ما در۲۴ تیر ماه ۱۳۸۳ با اولین شماره آمدیم واکنون با شماره ۵۰۰ در خدمت شما هستیم.

۵۰۰ شماره زیاد است؛ برای کسی که همه یک شنبه های  سال را شمرده؛ برای کسی که تعداد صفحهها و گزارشهایی که باید بنویسد را یادداشت میکند؛ برای کسی که روی یک شنبههای گذشته تیک میزند؛ برای کسی که پیدا کردن یک عکس کوچک برای صفحهاش، نصف روز وقتش را میگیرد و برای

شاید هم زیاد نیست. اما برای من و همکارانم که در این شهر چنین قدمت کار فرهنگی ،کمتر دیدهایم، شماره ۵۰۰ یک رویاست.

زیاد است. در این ۵۰۰ شماره که بیش از ده  سال طول کشیده، خوبی ها و بدی ها دیده ایم اما آنقدر خوشی ها در این سالها زیاد بوده که بعضی از ناخرسندی ها در مقابلش حساب نمی آیند . بی پولی ، نداشتن کاغذ مناسب ، و امکانات کافی ، توقیف نشریه ، تهمت ها و…. همه چیز در مقابل استقبال مردم خوب برایمان ناچیز بود شما با همه بزرگیتان ما را پذیرا بوده اید و هستید و هرروز که می گذرد خوانندگان جدیدی را در خانواده ۴دی به خود میبینیم

۴دی متولد شد. این تاریخ را یادتان هست! ۲۴ تیرماه  ماه ۱۳۸۳و

حالا فهمیدهایم ۴دی روح دارد، موجودیت دارد، شخصیت دارد، بعضی وقتها نگران و مضطرب است؛ بعضی وقتها بیخیالیاش را میبینیم. گاهی آرام است و اغلب پرجنبوجوش. ۴دی یک دغدغه است.

روزهای تعطیلی اصلا ندارد حتی تعطیلات رسمی هم یک شنبه ها ۴دی برای مردم فعال است . چون همه منتظرند که هر هفته را با ۴دی بگذرانند و اگر یک روز دیر کند همه دلواپس آن می شوند زنگ ها بصدا در می آیند که چرا ۴دی نیامد و این دلواپسیها برایمان مفهوم دیگری دارد که آری مردم دیارمان ۴دی را از خود می دانند کاستیهایمان را بر ما می بخشند و می دانند که با چه سختیهایی خبرنگاران ۴دی دست درگریبان هستند چون می بینند و دیده اند هر از گاهی یک نشریه در این شهر آمده است و رفته است اما ۴دی مانده است و مانده است و می ماند حتی در زمان تعطیلی نابحق هفته نامه هم همه پرسشگر این بودند که چهاردی کی خواهد آمد؟ و یک حسی به همه می گفت : ۴دیبهآغوشمردمبازخواهدگشت

وخلاصه ۴دی اسرارآمیز است، به اندازه همه روزهایی که با آن زندگی کردیم. روزهای تلخ و شیرینی که شاید به چهاردی هم زیاد ربطی نداشت، اما در کنار ۴دی گذشت.

اسرارآمیز است، مثل دلشوره آن روزهای من.

آرشیو هفته نامه چهاردی  را که ورق میزنم، تصویرها و گزارشها مرا با خود میبرد. در این ۵۰۰ شماره، ۵۰۰ اتفاق افتاده است. ۵۰۰ رویداد، ۵۰۰ بار صفحهبندی،۵۰۰بار انتخاب عکس، ۵۰۰ بار تیتر زدن، ۵۰۰ بار برای ۸ ویا بعضی وقتها ۱۰ صفحه دویدن!

و ۵۰۰ بار به یاد آدمهایی افتادن که اینجا بودند و رفتند.یاد خبرنگارجوان  فقیدمان مهدی حسین زاده گرامی باد و دست همه خبرنگاران عزیز که از روزهای اول با ما بودند و رفتند و اکنون هم هستند را به گرمی می فشارم . واز شما هم که همیشه یاورمان بودید هم متشکرم .

فاضل فاضل نیای فومنی