کد خبر: 27361

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۵/۱۵ - ساعت: ۰۹:۲۱

صارمی و خزائی، خون نگاران عشق

شهیدان صارمی و خزائی و سایر شهدای قلم، چراغ راه اطلاع رسانی شدند، گرچه قامت استوارشان در تندباد حوادث و رخدادهای تلخ روزگار کنونی براثر ظلم مستکبران و تکفیریها خم شد اما تشعشع شعله های روشنگری آنان هرگز خاموش نخواهد شد.

شهیدان صارمی و خزائی و سایر شهدای قلم، چراغ راه اطلاع رسانی شدند، گرچه قامت استوارشان در تندباد حوادث و رخدادهای تلخ روزگار کنونی براثر ظلم مستکبران و تکفیریها خم شد اما تشعشع شعله های روشنگری آنان هرگز خاموش نخواهد شد.

به گزارش ورس از ایرنا ؛ «مزار شریف سقوط کرد. هفدهم مرداد ۱۳۷۷ »… اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند. خبر فوری، فوری .مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌شوند به من بگویید که چه وظیفه‌ای …»

و این بود آخرین پیام شهید خبرنگار، خبرنگاری که خود خبر ساز شد، پس از سالها تلاش و فعالیت در عرصه اطلاع رسانی اینک او خود به خبری غمگین و دردناک اما کوبنده برمستکبران و جاهلان زمان تبدیل شده است.
خبرنگاری که شهید شد، خبرنگار شهید، شهادت یک خبرنگار در مزار شریف، شهادت خبرنگار در سوریه و هزاران تیتری که شهدای خبرنگار دیگر نمی توانند بنویسند بلکه تنها در وصفشان و اطلاع رسانی از پرگشودن ملکوتی آنان خبرهای فراوانی در دنیا منتشر می شود.
اینک دیگر دستان پرتوان و حنجره گوهر بار شهدای خبرنگار نمی تواند خبری تازه برای مردم بیاورد، خبرهای شاد، حساس، سیاسی و ورزشی و سایر اخبار، بلکه خود آنان به خبرهای غمگینی تبدیل شده اند، اخباری که در راه تهیه خبر خود خبرساز شده اند.
شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد شهادت شهید صارمی، ۱۷ مرداد را به پاس قدردانی از این مقام «روز خبرنگار» نامید.
محمود صارمی در سال ۱۳۴۷ در روستای چهاربره شهرستان بروجرد از توابع استان لرستان متولد شد.
از آن جایی که خانواده وی به کار کشاورزی مشغول بودند، کودکان از همان سال ‌های نخستین زندگی دوشادوش خانواده مشغول به کار شدند و محمود هم از این قاعده مستثنی نبود.
دوره ابتدایی را در همان روستا به پایان رساند و برای ادامه تحصیل روانه شهر بروجرد شد و در منزل خواهرش سکونت کرد.
پس از شرکت در کنکور سراسری و پذیرفته شدن در رشته جغرافیا به تهران مهاجرت کرد.
خانواده محمود هم به شهر مهاجرت کردند و وی پس از گذراندن چند ترم از طریق بسیج دانشجویی دانشگاه تهران راهی جبهه‌ های نبرد حق علیه باطل شد و مدت ۱۷ ماه را در آن جا گذراند.
محمود در سال ۱۳۷۰ مشغول به همکاری با خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران شد و در سال ۱۳۷۱ در حالی که به تحصیلات خود در مقطع کارشناسی ارشد ادامه می‌داد، ازدواج کرد.
در تاریخ ۱۳۷۵ به عنوان مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزار شریف افغانستان انتخاب شد و ۲ سال بعد در ۱۷ مرداد ۷۷ در شهر مزار شریف به دست گروه طالبان به شهادت رسید.
محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی مستقر در مزار شریف افغانستان، به همراه ۸ نفر از کارکنان سرکنسولگری ایران در این شهر توسط عوامل گروه طالبان شهید شدند و تا مدتها از سرنوشت این ۹ نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که پیکر آنان در یک گور جمعی در خرابه‌های پشت کنسولگری پیدا شد و پیکر آنان در ۲۲ شهریور ۱۳۷۷ به تهران منتقل و به خاک سپرده شد.
در میان این ۹ نفر تنها محمود صارمی به سرکنسولگری ایران وابستگی سازمانی نداشت.
شهید صارمی خبرنگاری جسور و بی باک بود که به حرفه خود عشق می ورزید و نقش خطیر و حساس خود را در آگاهی بخشی به جامعه به خوبی درک می کرد و ارتقای سطح آگاهی جامعه را دغدغه ی اصلی خود می دانست.
صارمی از جمله خبرنگارانی بود که خوب می دانست پاکی و قداست حرفه خبرنگاری نباید تحت تاثیر افکار خاص جناحی قرار گیرد چراکه یک خبر می تواند جامعه ای را آشفته، و یا اینکه گامی مهم در جهت سازندگی و پیشرفت باشد.
تلاش صادقانه و اقدام به موقع شهید صارمی در کربلای افغانستان موجب شد تا دنیا از ظلم و جوری که سالها بر ملت مظلوم و در بند افغان می گذشت آگاه شود و امروز پس از گذشت ۲۰ سال از این جنایت هولناک مردم افغان به خوبی نقش شهید صارمی را در آزادی و رهایی از ظلمشان می دانند.
**محسن خزائی دنباله رو شهید صارمی
اما شهادت خبرنگاران در طول سال ها ادامه دارد، دیروز در مزار شریف و امروز در سوریه، محسن خزائی خبرنگاری بود که راه محمود را رها نکرد و برای روشنگری و در راه قلم پاک جانانه پر گشود.
همین دیروز بود که گزارش خبری او را در تلویزیون می دیدیم، صدای گلوله و توپ به وضوح شنیده می شد و محسن با لبخند همیشگی و نگاه آرامبخش خود و کلاهی که به سر داشت میکروفن را در دست گرفته بود و در کنار خرابه ها ایستاده و گزارش جنگ را به اطلاع مردم می رساند.
امروز هر چه منتظر ماندم از محسن خبری نشد زیرا خود به یک خبر تبدیل شده بود، خبری بزرگ از اوج بی رحمی سنگدلان در سرزمین سوریه، محسن با شهادت خود به وضوح ظلم، جور و درد را در سوریه نشان داد و عاشقانه رفت، رفت تا چراغ راهی شود برای نسلی که می اندیشند و تصمیم های آینده جهان انسانیت را می گیرند.
شهید محسن خزایی ۱۵ آذر سال ۵۱ در خانواده ای مذهبی که ذاکر اهل بیت بودند به دنیا آمد، او در سال ۷۴ به عنوان متصدی صدا فعالیت خود را در صدا و سیما آغاز کرد و بخاطر شور و نشاط خاصی که در برنامه های جوان ایجاد می کرد و با جوانان ارتباط زیادی داشت، مدیر باشگاه خبرنگاران جوان زاهدان شد.
اوج کار محسن زمانی بود که جریان تکفیری گروهک جندالشیطان در جنوب شرق فعال شده بود، او یک بار از کمین گروهک تکفیری در حادثه تروریستی تاسوکی نجات یافت.
شهیدمحسن خزایی پس از موفقیت در باشگاه خبرنگاران جوان زاهدان به عنوان مدیر خبر گیلان معرفی شد.
پس از فعالیت های تخصصی و حرفه ای خبر، عشق دفاع ازحرم او را به سوریه کشاند، محسن درسوریه بعد از هر گزارش خبری خود، در بین رزمندگان مقاومت مداحی اهل بیت می کرد.
وی دارای سه فزرند، دو پسر و یک دختر است.
سرانجام محسن در سوریه حین تهیه گزارش در تاریخ ۲۲ آبان ۹۵ در منطقه عملیاتی حلب به شهادت رسید.
گروه خبری خبرگزاری صدا و سیما به همراه سایر رسانه ها برای پوشش آخرین وضع میدان نبرد و پیشروی رزمندگان در منطقه منیان در غرب شهر حلب حضور داشت که تروریست ها با خمپاره این گروه را مورد حمله قرار دادند.
شهید خزایی در اثر اصابت ترکش ناشی از انفجار خمپاره به ناحیه سر به شهادت رسید.
شهدای خبرنگار خون نگارانی هستند که به همه نشان دادند در راه عشق و شهادت بدون سلاح آتشین و تنها با قلم می توان جنگید، قلمی روشنگر برای اندیشه های جامعه که می تواند تا عمق ذهن ها نفوذ کند و اثر آن در طول تاریخ باقی بماند.

ارسال دیدگاه