کد خبر: 24887

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۰/۱۳ - ساعت: ۱۴:۱۶

از چگونگی انتخاب نام «پرواز همای» تا آرزوی قلبی برای موسیقی اصیل ایرانی

پرواز همای که محبوبیت زیادی در ایران پیدا کرده می‌گوید: آرزوی قلبی من برای موسیقی اصیل ایرانی این است که از کینه‌ها، حسادت‌ها، نابرابری و نابرادری‌ها، حرص و طمع‌ها به دور باشد.

به گزارش  ورس از دیار میرزا ؛  اگرچه اخذ مجوز فعالیت «پرواز همای» خواننده محبوب گیلانی در ایران با حواشی نسبتا زیادی رو به رو شد اما او در مدت زمانی بسیار کوتاه آنچنان چشم‌ها را متوجه خود کرد که تمام اجراهای او با استقبال خوب مخاطبان به روی صحنه رفت و دوستداران موسیقی از نوای دلنشین او لذت بردند.

به بهانه کنسرت همای در رشت گفتگو کوتاهی با او ترتیب دادیم.

چه شد که از سعید جعفرزاده احمد سرگورابی حالا ما پسر خوش آواز گیلان زمین را به پرواز همای می‌شناسیم؟

نام و نام خانوادگی من بسیار طولانی بود و پسوند روستاییم هم مانند بقیه گیلانی‌های عزیز آن را طولانی کرده بود و خیلی اسم هنری که روی زبان ها بچرخد نبود.چون شعر هم می‌گفتم تصمیم گرفتیم که یک تفالی به دیوان حافظ بزنم و این اسم همای را هم از همان دیوان حافظ انتخاب کردم و نام دیگر را پرواز انتخاب کردم چون دلم می‌خواست اسمی تصویری باشد تا در خاطر مردم برای همیشه بماند که خوشبختانه مردم قبولش کردند.

شنیدیم که از بچگی به شعر روی آوردید، چه شد که اولین جرقه برای شعر گفتن در شما زده شد؟

من از نه سالگی به شعر روی آوردم و آن موقع ها پدرم نوار «گاو دکفته بازار» زنده یاد شیون فومنی را آورد و روز و شب آن را گوش می‌داد و زیر لب زمزمه می‌کرد و آنجا بود که من آرام آرام با شعر ها و لحن گفتار آشنا شدم. خواستم که شعر بگویم و همان زمان‌ها بود که اولین شعرم را گفتم که بعد ها فهمیدم مادربزرگم هم شعر می‌گفتند، بنابراین شعر گفتن در خانواده ما ریشه دارد.

از یک پسر روستایی اهل کار و کشاورزی چگونه امکان دارد فردی با این آوازه که باعث افتخار سرزمینش باشد، رشد کند؟

فضای روستا آب و خاک آن باعث می‌شود هوش آدم به کار بیافتد و اهل درس شود. اگر قرار باشد هنری و یا خلاقیتی شکوفا بشود از آنجا شکوفا می‌شود. در شهر که همه چیز در یک چهار دیواری ختم می‌شود و این چیزی عجیب نیست که یک پسر بچه از روستا به شهر های بزرگ برود و به اوج آرمان‌های خود برسد، همانطور که ماهی سیاه کوچولو رفت.

چه شد که خرداد ماه ۹۴ بعد از چند سال دوری از اجرا در ایران و ممنوع الصدایی در سالن وزارت کشور به روی صحنه رفتید؟

اوایل آن سال‌ها خیلی سخت بود. شرایط طوری من را چرخاند که به هیچ وجهه اجازه فعالیت نداشتم. کارهایم طوری بود که شرایط اجرا در ایران را نداشت. تصمیم گرفتم به خارج از ایران بروم و مدام تور و کنسرت‌های متعدد برگزار کنم. تمام مدت تلاش کردم در ایران مجوز برای اجرا داشته باشم که خوشبختانه سال ۹۴ موفق به گرفتنش شدم و متاسفانه لغو شد و بعد از مدتی موفق شدم بالاخره مجوز رسمی برای اجرا در وطن خودم را بگیرم و کم کم به حقی که در موسیقی ایران داشتم نزدیک شدم.

از اساتیدی که در آغاز کار همراه شما بودند و باعث رشد و شکوفایی شما شدند نام ببرید

افتخارم این است که اولین پله موسیقی را کنار زنده یاد فریدون پوررضا آغاز کردم و ردیف‌های بکر ایشون تاثیر بسیاری در صدای روستایی من گذاشت و همچنین حق شاگردی پیش استاد ناصر مسعودی و خانم هنگامه اخوان را در تهران دارم.

در تهران در دانشکده موسیقی درس خواندم و در میلان ایتالیا رشته اپرا را آغاز کردم و در حال حاضر در رشته بارُک در حال تحصیل هستم.

از گروه مستان برای ما بگویید؟ و اینکه از چه سالی آغاز به کار کردید؟

در سال ۸۵ گروه مستان را با تعدای از دوستان اهل موسیقی راه انداختم که به همراه این عزیزان در شهرها و تالارهای مشهور زیادی در جهان، از جمله تالار کنسرت والت دیسنی در لس آنجلس، کاخ هنرهای عالی سان فرانسیسکو، مرکز هنرهای نمایشی لینکلن نیویورک، و دانشگاه شیکاگو و بسیاری از شهرهای وطنمان به روی صحنه رفتیم.

 و در آخر آرزوی قلبی پرواز همای برای موسیقی شاید در حال فراموشی اصیل ایرانی؟

آرزوی قلبی من برای موسیقی اصیل ایرانی این است که از کینه‌ها، حسادت‌ها، نابرابری و نابرادری‌ها، حرص و طمع‌ها به دور باشد تا بکارت، رنگ و بوی خودش را بگیرد و حفظ کند.

(۰)(۰)
ارسال دیدگاه