کد خبر: 24581

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۹/۲۵ - ساعت: ۱۳:۲۳

علی جعفرزداده

زندگی…نمایش…خیابان

خیابان جلوه نوین حیات بشری در جوامع مدرن است. محل کنش های متقابل و جلوه گاه اقتصاد و فرهنگ و سیاست.

به گزارش پایگاه خبری ورس ، علی جعفرزداده به بهانه اجرای نمایش خیابانی “قصه یک زندگی” در شفت نوشت : یادم نمی آید کجا خوانده ام که تئاتر خیابانی برای همه است چرا که خیابان برای همه است. خیابان جلوه نوین حیات بشری در جوامع مدرن است. محل کنش های متقابل و جلوه گاه اقتصاد و فرهنگ و سیاست. از مظاهر و المان های مدرنیته در خیابان که بگذریم به هنر همیشه زنده تئاتر می رسیم. فرصت شنیدن صدای نفس های بازیگرانی که در نیمه از سالن نمایش می نشینند و یک زندگی در نیمه روشن آن می بینند… اما تئاتر خیابانی این خط کشی و این اختلاف ارتفاع را برداشته است. نمایش خیابانی فرصت کنش و واکنش است. بهانه ای برای نزدیکتر شدن هنر به زندگی. تئاتر خیابانی هم نشینی بازی و بازیگر با بیننده در بستری از درام و دراماتیزم است. جلوه ای که از یک سو دست در خورجین جامعه شناسی مخاطب خویش دارد و از سوی دیگر با بهره جویی از روانشناسی اجتماعی مخاطبانش بر احساسات و باورهای او تلنگر می زند تا این حلقه پروانه سان را گرد خویش نگه دارد و تا انتهای قصه نگذارد که پراکنده شود…
از پارامترها و ویژگی های تئاتر خیابانی ساعت ها می توان گفت و نوشت و از این که هنر از نان شب واجب تر است و در شهرستانی به کوچکی شفت چه گام های بزرگی می توان در راستای توسعه فرهنگی برداشت و خیلی حرفهای دیگر. اما در مجال چند سطر باقی مانده می خواهم به اجرای نمایش خیابانی قصه یک زندگی در مرکز شهر شفت بپردازم. افتخار داشتم دومین اجرای این اثر تاثیرگذار و دغدغه مند را ببینم. نخست اینکه شروع نمایش کاملا مبتنی بر اصل غافلگیری در نمایش خیابانی است. زنی جوان با بازی مریم جهانی فر تعدادی وسیله دست دوم برای فروش با خود به خیابان آورده است و ندای آتش زدن بر مال و دعوت از رهگذران برای خرید این وسایل می کند. نطفه جذب مخاطب بسته می شود. تعلیق بین واقعیت و نمایش… شوکه شدن یا دستکم به فکر فرو رفتن عابران و باقی قضایا. از قضا پیرمردی محترم از شهروندان شفت قضیه را جدی گرفته و ناخواسته به بخشی از فرایند نمایش تبدیل می شود تا اینکه پدر دختر با بازی اکبر محبوبی فر پیشکسوت عرصه نمایش استان گیلان با داد و بیداد وارد صحنه می شود و ادامه ری اکشن های مخاطبی که جذب در ساختار رئالیستی درام شده است و باقی قصه… اینجاست که وجه غافلگیر کننده و رویه ی زنده تئاتر خیابانی خود را به رخ می کشد و در این میان بازی قابل قبول و بعضا در برخی از لحظات قابل تامل دو بازیگر نمایش بر ناخودآگاه جمعی تماشاگران تلنگر می زند و با پایانی هرچند شعارزده اما قابل احترام و ارزشمند از وطن پرستی و از ارزش آب و خاک می گوید. طراحی و کارگردانی بهمن جهان طلب در پرداخت با وسواس جزئیات ، حفظ راکورد و جذابیت اکسسوار بسیار به باورپذیری مخاطبی که بعضا نه با نمایش آشناست و نه حتی گاهی دغدغه کار هنری دارد کمک کرده است…
به گمانم بی انصافی است از تلاش های خانم بابایی ریاست فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان چیزی ننویسم. امیدوارم دغدغه و تعهد و تخصص این خواهر بزرگوارمان موجب رخدادهای بزرگ در حوزه فرهنگ و هنر شهرستان مان گردد.

(۱)(۰)

دیدگاه بسته شده است.