- ورس - http://veres.ir -

کلنگ سهل انگاری برخشت های خاطره/ثبت خانه شبان خواسته مردم است

 اردیبهشت ماه امسال، انتشار گزارشی در روزنامه ایران شماره (۶۴۸۷)، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان را متوجه یک بنای ارزشمند تاریخی کرد که در آستانه تخریب قرار گرفته بود.

از ماجرای جنگل تا آدینه های فرهنگی؛ خانه شبان خشت هایی پر از خاطره

به گزارش پایگاه خبری ورس از مهر ؛ این بنای تاریخی که «خانه شبان» نام دارد، متعلق به «یوسف خان شفتی» در محله چهلتن (چله خانه) رشت است که در زمان نهضت جنگل، حکومت فومنات و شفت را از سوی دولت مرکزی بر عهده داشت. اگرچه همان زمان مدیرکل میراث فرهنگی گیلان، خبر ثبت اضطراری «خانه شبان» را رسانه ای و تاکید کرد که از عمارت «یوسف خان شفتی» رفع خطر شده اما پس از چند ماه، نه تنها هنوز این بنای ارزشمند-که پیوند رازآلودی با جنبش جنگل و شخص میرزا کوچک خان دارد- ثبت نشده بلکه بررسی های میدانی نشان می دهد اخیرا بنا از داخل در حال تخریب است و حتی نمایندگان مالک که سازنده ای در منطقه دو شهر رشت است، اجازه تصویر برداری از فضای بیرونی بنا را هم به خبرنگاران نمی دهد.چه برسد به اینکه بتوان از تخریب آن از داخل گزارش و تصویری تهیه کرد!

[1]

خانه تاریخی شبان، بیش از آنکه به لحاظ قدمت منحصر به فرد باشد؛ از لحاظ پیوند با جنبش جنگل حائز اهمیت است. پیوندی که از همکلاسی بودن «میرزاکوچک» و «یوسف خان» در دوران نوجوانی آغاز و تا تلاش برای زنده ماندن همدیگر در طول جریان نهضت جنگل ادامه داشته است.

اما این ارتباط رازآلود هنوز از سوی مورخان کنکاش نشده به طوری که هنوز پاسخ این سوال که چگونه حاکم فومنات با سیاست های دوگانه اش بارها میرزا و جنگلیان را از مرگ نجات داده و حتی تدبیرش موجب استحکام یک جنبش مسلحانه در حوزه استحفاظی یوسف خان شده است را نمی دانیم و در هاله ای از ابهام قرار دارد. با این همه، عمارت تاریخی شبان حتی پس از پایان جنبش جنگل نیز، پناهگاهی برای یاران میرزا بود.

بنابر مقاله منتشر شده از ذبیح الله شبان(نوه میرزایوسف خان) در ماهنامه گیله وا (شماره ۱۲ آبان ۸۲)، میرزا یوسف خان شفتی،  فرزند حاجت بیگ یکی از ملاکین گیلان بود که در سال ۱۲۹۰ هجری قمری در رشت متولد و در مدرسه حاج حسن با میرزا کوچک خان هم دوره بود.

[2]

هوش و سیاست یوسف خان وی را تا مرحله حکومت شفت و فومنات رساند.  آن زمان همین خانه  مأمن کسانی بود که مشکلاتی با مأمورین دولتی و دعواهای ملکی داشتند. همین پناه بودن یوسف خان باعث شد مردم به وی لقب «شبان» بدهند.

زمان شکل گیری جنبش جنگل در قعر جنگل های فومنات، یوسف خان حاکم فومنات بود. دو شکست اولیه نیروهای دولتی توسط جنگلیانی که هنوز عِده و عُده شان اندک است، جنگلیان را بلند آوازه کرد.  وقتی حشمت الدوله، حاکم گیلان، از یوسف خان می خواهد کار جنگلیان را یکسره کند، پاسخش این است که «زیاد جنگلی ها را بزرگ نکنید». این را می توان از خاطرات «صادق مهرنوش» نیز متوجه شد که یوسف خان همواره از برخورد با میرزا طفره می رفت.

اما این سیاست دوگانه- که چه بسا خود عاملی برای استحکام جنگلیان بود- از چشم حاکم گیلان دور نماند و باعث شد حکومت فومنات را از وی گرفته و به کسی بدهد که کار جنگلیان را یکسره کند.

البته برخورد دوگانه با مخالفان میرزا کوچک نیز به مذاق جنگلیان خوش نمی آمد و یکبار جنگلیان شبانه یوسف خان را دزدیده به صومعه سرا می برند. این بار میرزاست که مانع کشته شدن یوسف شده و شش ماه وی را در خانه ای زندانی و در نهایت او را به رشت باز می گرداند.

یوسف خان در روزهای پایانی جنگل نیز تلاش کرد تراژدی میرزا رقم نخورد. این را می توان از خاطرات «یان کولارژ»، تکنسین چک تباری که در سال آخر نهضت به میرزا پیوست، فهمید. یان کولارژ در کیش دره (مقر حکومت جنگلیان در فومنات) شاهد بود که یوسف خان حامل شمشیر مرصعی است که رضا قزاق به عنوان امان نامه برای میرزا فرستاده است. پاسخ میرزا، شمشیر شکسته ای در دستان یوسف خان بود.

«یان کولارژ» در همان یک سال حضورش مرتب به رشت می آمده و به خانه یوسف خان رفت و آمد داشت. این را می توان از لابه لای خاطراتش استنتاج کرد.

حتی شرح دقیق شهادت میرزا را هم یوسف خان به یان کولارژ می دهد. به گفته شاهدان عینی وقتی یوسف خان شبان خبر شهادت میرزا را می شنود، از شدت ناراحتی عینک خود را در دستانش شکسته به نحوی که شیشه ها دستش را می برد.

«یان کولارژ»، بعد از وقایع جنگل، مدتی اسیر است و بعد از آزادی در حالی که اموالش مصادره شده و پولی برای گذران در هتل اروپا (هتل ایران رشت) ندارد، به خانه یوسف خان می رود و همان احترام دوران زنده بودن میرزا را دارد. حتی یوسف خان تلاش دارد که اموال مصادره شده یان کولارژ را به او پس دهند.

پیوند عاطفی میان یوسف خان و میرزا به همینجا ختم نمی شود. وقتی «رضا اسکستانی»،  سر یخ زده میرزا را در گدوک بریده و در سبزه میدان به نمایش می گذارد، خالو قربان سر را به طمع از وی می رباید و اسکستانی برای عرض شکایت به در خانه یوسف خان می رود. اما این بار یوسف خان  نه تنها پناه نیست بلکه با فحش وی را رانده و دستور می دهد گوش های اسکستانی را به دیوار میخ کنند.

حالا این خانه، که خشت خشتش رازهای زیادی را در خود نهفته دارد، آرام آرام از صفحه تاریخ در حال محو شدن است. خانه ای که نه تنها پیوند عمیقی با نهضت جنگل دارد، بلکه پس از وقایع جنبش جنگل، نیز پذیرای محفل ادبا و مفاخر گیلانیبوده که به دلایل مختلف به تهران مهاجرت کرده اند. آدینه های خانه شبان؛ ابراهیم پورداوود، دکتر محمد معین، دکتر حکیم زاده ، جهانگیر سرتیپ پور و آرسن میناسیان و… را بارها و بارها  به خود دیده بود.

انتظار طولانی بنای شبان برای ثبت میراثی

با اینکه پرونده ثبت بنای شبان از اردیبهشت ماه تنظیم شده است اما به نظر می رسد باید پیش از این، به دنبال پاسخی برای این بود که چرا پروانه تخریب و ساخت بنایی نو و مدرن به جای بنای شبان در منطقه دو شهرداری رشت، به خریدار و سازنده جدید داده شده است؟

مدیر منطقه دو شهرداری رشت در این باره  توضیح می دهد: بنای شبان در حریم میراثی شهر رشت قرار ندارد و عملا نمی توان نسبت به خرید و فروش بناهایی که در حریم قرار ندارند، ممانعتی ایجاد کرد.

مرتضی عاطفی با ابراز تاسف از اینکه بانک اطلاعاتی از بناهای با قابلیت ثبت در شهر رشت در اختیار شهرداری این منطقه قرار داده نشده است می افزاید: با اینکه پس از رسانه ای شدن و معلوم شدن ارزش تاریخی بنا در رسانه ها، به نوعی از مالک خواسته شده است که در تخریب بنا تعلل و صبر کند اما طی دو ماه اخیر، هنوز پاسخی از سوی اداره کل میراث فرهنگی نسبت به نامه های شهرداری مبنی بر اهمیت و ثبتی بودن بنا به شهرداری داده نشده است.

وی تاکید می کند: شهرداری طی دو ماه گذشته تلاش کرده که مالک را که از مشتری های خوب منطقه است قانع کند که صبوری پیشه کند اما باید پذیرفت که عملا مالک با سرمایه گذاری و خرید بنا قصد بهره برداری از سرمایه گذاری خود را دارد و قانونا تا زمانی که اداره کل میراث فرهنگی پاسخ متقاعدکننده ای به شهرداری ندهد، بنا در اختیار مالک است.

[3]

بروکراسی، مانعی برای ثبت بنای تاریخی

با این همه، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان بر این عقیده است که تا به امروز (از اردیبهشت ماه) روند ثبت بنا مشمول بروکراسی اداری شده است.

رضا علیزاده  می گوید: با اینکه طولانی شدن روند باعث شده که مساله را از شورای ثبت سازمان میراث فرهنگی به صورت ضرب الاجل بخواهیم اما در عین حال طی جمعه گذشته (بیستم مردادماه) با اعزام یگان حفاظت اداره کل میراث فرهنگی در محل بنا، مانع از دخل و تصرف و تخریب بنا از سوی مالک شده ایم.

وی می افزاید: با تکمیل روند ثبت که مستندات آن توسط کارشناس شورای ثبت سازمان میراث فرهنگی در روز شنبه (بیست و یکم مردادماه) صورت گرفته، عن قریب پرونده ثبت بنا به نتیجه نهایی می رسد.

علیزاده اعلام می کند: با ثبت بنای شبان، دو حالت رخ می دهد که اول اینست مالک نسبت به حفظ بنا و احیای آن به وضع مطلوب متقاعد شده و با مشارکت اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گیلان نسبت به مرمت آن اقدام می کند و دومین حالت بدین ترتیب است که بنا از سوی اداره کل میراث فرهنگی استان خریداری شود.

در عین حال که مدیرکل میراث فرهنگی گیلان حالت دوم (یعنی تملک بنا از سوی اداره کل میراث گیلان) را با توجه به بودجه و اعتبارات اندک غیرممکن می داند، می گوید:در صورت ثبت بنا که خواسته اصلی اداره کل میراث گیلان و همینطور افکار عمومی از شورای ثبت سازمان میراث فرهنگی است، باید به این موضوع توجه کرد که حفاظت از میراث فرهنگی و بناهای تاریخی یک وظیفه عمومی است.

علیزاده تصریح می کند: متاسفانه برخی فعالان حوزه ساخت و ساز با جستجو در مناطق مختلف و اعمال نفوذ، دقیقا بر روی املاکی دست می گذارند و به خرید این املاک هدایت می شوند که میراث و حافظه تاریخی شهر محسوب می شوند.

مدیرکل میراث فرهنگی گیلان بر این عقیده است با وجود اینکه بیش از دو هزار اثر که دارای ارزش میراثی هستند در سطح استان شناسایی شده اند که روند ثبت آن ها مشمول زمان و کارشناسی می شود اما با اینهمه حفظ این بناها نیازمند حمایت هر چه بیشتر افکار عمومی است.

با وجود روند طولانی ثبت بنای شبان که حافظه ای تاریخی در میان خشت خشت خود را نهان دارد، به نظر می رسد که میراث گرانبهای متعددی همچون بنای شبان در انتظار توجهی هستند که سالهاست مورد غفلت واقع شده است.

هرچند ثبت بنای شبان می تواند مانع از تخریب آن و حذف هویت و حافظه تاریخی آن از شهر رشت و منطقه دو شهرداری این شهر شود اما با اینهمه بیم آن می رود که چندی دیگر از بناهایی یافت شوند که در معرض خطر تخریب قرار دارند و کسی از وجود آن ها خبر ندارد و عملا سرنوشتی جز تخریب نصیب شان نشود.

(۰)(۰)